قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

361

تاريخ الفي ( فارسى )

او سؤال كردند . قوم بگريستند . پس عمرو عاص روى به شرحبيل كرد و گفت : اى عالم ، چه مىگويى در طلب خون عثمان ؟ گفت : واجب است بر هرمسلمانى كه طلب كند و ليكن از كه بايد جست ؟ معاويه گفت : از علىّ بن ابى طالب . عمرو گفت : چه بد گفتى اى معاويه . على از اين معنى برى است ، ليكن قتلهء عثمان را پناه داده . شرحبيل گفت : من اين را باز باور ندارم . عمرو گفت : اگر گواهان بدين معنى گواهى دهند چه كنى ؟ گفت : اگر گواهان عادل باشند قبول كنم . پس ده كس از معارف شام گواهى دادند كه على قتلهء عثمان را پناه داده و ايشان را در ظلّ حمايت خود درآورده . پس شرحبيل در ساعت با معاويه بيعت كرد . ابو محنف گويد : جماعتى كه گواه دادند [ حتّى ] يكى از آنها در وقت كشتن عثمان در مدينه نبود . به هرتقدير معاوية بن ابى سفيان بعد از بيعت شرحبيل و معاودت جرير روى به شرحبيل آورد و گفت : موافقتى كه با ما كردى خواص و عوام شام از تو پسنديده داشتند . چه چيز عظيمى كه كردى . ثواب اين موافقت از باريتعالى هرچه وافر و كامل‌تر بيابى . اين كارى است كه جز به دست [ مردم ] غلبه نيابد و جز به موافقت عوام النّاس ميسّر و متمشى نگردد . مصلحت آن است كه به شهرهاى شام چيزى نويسى و مردمان وضيع و شريف را از اين حال خبر دهى و موجب معاودت و كيفيّت موافقت خويشتن شرح دهى تا عوام النّاس را حقيقت حال معلوم شود و يقين گردد كه تو با ما در طلب خون عثمان موافقى ، و رغبت نمايند و به ما پيوندند . شرحبيل گفت : اين كار به نوشتن من راست نيايد . مرا خود بايد رفت و ولايات شام را از حقيقت كار خبر بايد كرد تا همگنان از روى رغبت ساخته و آراسته پيش تو آيند . معاويه گفت : اگرچه ظنّ من آن است كه مردمان به نوشتهء تو آيند و تقصير جايز ندارند ، امّا رأى تو صواب‌تر ؛ چه ، اگر مردمان كيفيّت واقعه از لفظ مبارك تو بشنوند نور على نور باشد و هيچ شبهه ايشان را نماند و خواص و عوام متابعت نمايند و سعى تو مشكور شود و منّت مضاعف گردد . پس شرحبيل روان شد . اوّل به حمص درآمد و منادى كرد تا مردمان به مسجد جمعه حاضر شوند . چون خلايق جمع شدند [ 48 الف ] بر منبر رفت و گفت : اى مردمان ، بدانيد كه علىّ بن ابى طالب عثمان را كه خليفهء وقت بود كشته و ميان امّت محمّد تفرقه انداخته . و آنچه در بصره كرده ، از كشتن مسلمانان ، زياده از آن است كه شرح توان داد . امروز ولايتها به دست گرفته است و بدون شام او را موضعى نمانده و لشكرها آورده و شمشير بر گردن نهاده روى به شما خواهند آورد تا كه شما را از خانمان آواره كند و در گرداب رنج و مشقّت و محنت و بليّت اندازد . هرچند در اين كار انديشه كردم هيچ‌كس غير از معاويه كه با او مقاومت كند نيافتم . پس در امداد معاويه سعى نماييد و به هيچ‌وجه تقصير جايز نداريد كه به سبب او از اين دشمن خلاصى يابيد .